نامگذاری فرزندان ائمه اهل بیت
نامگذاری ائمه اهل بیت (علیهم السلام) فرزندانشان را به نامهای افتخار انگیز ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه و طلحه و زبیر و معاویه و دیگر بزرگان صحابه (رضوان الله علیهم اجمعین)
علی علیه السلام از فرط محبتش با خلفای ثلاثه ابوبکر و عمر و عثمان رضی الله عنهم، سه تا از فرزندانش را با نام گرامی آنان نامگذاری می کند.
ابوبکر(ع) ابن علی ابن ابی طالب که با برادر بزرگوارش امام حسین - علیه و علی آبائه الصلاة والسلام – در صحنه کربلا به شهادت می رسد.
عمر(ع) ابن علی بن ابی طالب که با برادر بزرگوارش امام حسین (ع) در حماسه کربلا شرکت می کند و پس از جهاد و مبارزه، زنده با امام زین العابدین به مدینه بر می گردد. و نسلش ادامه پیدا میکند.
عثمان (ع) ابن علی ابن ابی طالب که با برادر بزرگوارش امام حسین (ع) در کربلا به شهادت می رسد.
امام حسن مجتبی علیه السلام نیز سه تا از فررندانش را ابوبکر(ع) و عمر(ع) و طلحه(ع) نام می گذارد که با عمویشان درکربلا به شهادت می رسند.
امام حسین علیه السلام نیز فرزندش را عمر(ع) نام می گذارد.
امام زین العابدین علیه السلام یک دخترش را عایشه(س) ویک پسرش را عمر(ع) نام می گذارد، که نسل عمر ابن زین العابدین ادامه پیدا می کند.
همچنین بقیه اهل بیت از نسل عباس ابن عبدالمطلب و نسل جعفر ابن ابی طالب و مسلم ابن عقیل و دیگران، که در اینجا ما در صدد درج تمام این اسمها نیستیم بلکه مقصود فقط ذکر نمونه هایی است که مطلب مورد نظر را روشن کند.
مناقشه
بعضی شیعیان منکر این حقیقت هستند که علی و فرزندانش علیهم السلام فرزندان خودشان را به این نامها نامگذاری کرده اند. البته اینها فقط کسانی هستند که یا اطلاع ندارند چون مطالعه نمیکنند و با کتابها سروکاری ندارند، و یا اینکه تجاهل عارفانه می کنند و قصداً از روی ضد و عناد این حقایق روشن را انکار میکنند.
خوشبختانه بسیاری از ائمه و علمای بزرگ تشیع اینگونه جهالت مقصود یا غیر مقصود را رد کرده اند، زیرا دلائل وجود این نامهای مبارک قطعی و یقینی است، چون نسلهای آنان ادامه دارد و بلکه خود کتب تشیع که جریان حادثه کربلا را نقل می کنند گواهی می دهند که ابوبکر ابن علی ابن ابی طالب و ابوبکر ابن حسن ابن علی و عمر ابن علی و عثمان ابن علی (علیهم السلام) درکنار امام حسین به شهادت رسیدند.
آری اینها شهدای صحنه کربلا هستند، این امر را خود برادران شیعه درکتابهایشان آورده اند، شاید شما بپرسید پس چرا در حسینیه ها از این قبیل شهداء اسمی برده نمی شود و در دسته های عزا داری کسی نام آنها را نمی برد؟! طبیعی است باید هم بپرسید، اما پاسخ اینگونه پرسشها را ما نباید بدهیم، از کسانی بپرسید که بیشتر از ما ادعای حب اهل بیت دارند، که براستی چرا از این قهرمانان اهل بیت هیچ خبری نیست در حالیکه عمر ابن علی ابن ابی طالب وعمر ابن حسن ابن علی از شجاع ترین و حماسه آفرین ترین مردان آن صحنه تاریخی بودند.
خلاصه اینکه مسألة نامگذرای ائمه اهل بیت (علیهم السلام) فرزندانشان را به نامهای افتخار انگیز ابوبکر و عمر و عثمان و عائشه و طلحه و زبیر و معاویه و دیگر بزرگان صحابه (رضوان الله علیهم اجمعین) یکی از مسائل مهمی است که در قاموس تشیع نوین هیچ پاسخی برای آن نمی توان یافت. ناممکن است اگر بگوئیم آنها بدون در نظر داشتن معنی و دلالت این اسمها فرزندانشان را به این نامهای گرامی و فخرآفرین نامیدند، هیچ عقل سلیمی باور نمی کند، و این را هم نمی توان گفت که این یک دسیسه و سازش حساب شده از طرف اهل سنت است که از قدیم الأیام در کتب تشیع دست برده اند، و این گونه مطالب را در آنها گنجانیده اند! زیرا معنی این گفته طعن و تشکیک در تمام روایات وکتب تشیع است. بنابراین هر روایتی که شیعیان از آن خوششان نیامد بگویند این دسیسه و سازش از سوی اهل سنت است! در این صورت هر کس هر روایتی که موافق میلش نبود می تواند به همین سادگی رد کند و بگوید این توطئه است!
از چیزهای بسیار خنده آور این است که مقصود از نامگذاری به نامهای صحابه بزرگ سب و توهین و لعن و نفرین آنان بوده است،کما اینکه فرموده اند! هدف از نامگذاری به اسمهای این چهره های تاریخ ساز، بدست آوردن دل عامه (اهل سنت) بوده است، یعنی امامان اسم فرزندانشان را به اسم دشمنانشان گذاشته اند تا اینکه اینها را توهین کنند و در نهایت دشمنانشان مورد اهانت قرار گیرند و یا اینکه مردم تصور کنند که امام، خلفاء را دوست دارد. یعنی اینکه تقیه کرده است . به به !!!
چه شخصیتی از امام می سازیم!، امام یعنی کسیکه هر کارش بر خلاف اعتقاداتش است! تا اینکه یاران خودش و سایر مردم را بفریبد و به آنها وانمود کند که دشمنانش را دوست می دارد، در حالیکه دشمن آنها است و از روی ترس چنین میکند!!.
چگونه امام تاریخ آینده و نسل های پس از خود را حیران و سردرگم می گذارد و نعوذ بالله با این حیله ها و ترفندها که با عزت و کرامت و شجاعت و اخلاق خاندان نبوت منافات دارد به خودش و خاندانش اهانت روا می دارد، چرا؟! فقط برای اینکه بنی تمیم یا بنی عدی یا بنی امیه را از خودش راضی نگهدارد، کسانی که با سیرت پاک ائمه( علیهم السلام) آشنایی دارند قطعا می دانند که ائمه از شجاع ترین مردم بودند بر خلاف روایات جعلی و ساختگی ای که ائمه را مردانی بزدل و ترسو و دروغگو معرفی میکنند،که نه برای دینشان انتقام می گیرند، و نه آبرو برایشان مهم است، و نه عزت و کرامت برایشان معنایی دارد، و متأسفانه چقدر زیاد است از این دست روایتهایی که بنام دین به مردم قالب شده و مردم با چقدر اخلاص و پاک دلی آنها را پذیرفته اند.
نتیجه
کاری که ائمه ( علی وفرزندانش) ـ علیهم السلام ـ کرده اند از قوی ترین دلائل عقلی و روانی و حقیقی است که صدق محبت آل بیت علیهم السلام با خلفای راشدین رضی الله عنهم و سایر اصحاب پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را می رساند، شما شخصاً این حقیقت را دارید مشاهده می کنید و اصلاً جای هیچگونه انکار و تردیدی وجود ندارد. و این واقعیت ارشاد پاک و منزه خداوند را عینیت می بخشد که فرمود:
( مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ)
«محمد رسولِ خداست و کسانی که با اویند برکافران سخت گیر و در میان خود مهربانند. آنان را در حال رکوع و سجده می بینی که از خداوند فضل و خشنودی میجویند. نشانة درستکاری آنان از اثر سجده در چهره هایشان پیداست.»
خوانندة عزیز! لطفاً آیه را دوباره با دقت تلاوت کنید و معانی آنرا تصورکنید و در صفت رحمت که در آیه کریمه آمده(رحماء بینهم) بیشتر بیندیشید، ببینید که به چه نتیجه ای می رسید.
ادامه مطلب
...توهین و افتراء از هر سو در رسانه ها، مطبوعات و سایتها به مقدسات اهل سنت و جماعت شیوع پیدا کرده است. به عنوان مثال:در «خانه نور برای تنور قدرت آتش گرفت» نوشته آقای سلیمانی کد خبر 41585 سایت بازتاب 6 تیر آمده است:«دور از چشم و هیاهوی دیو سیرتان ....، اما صد دریغ از مدعای دروغین شان، که حرمت دخترش را روا نداشتند، و هیزم آوردند آتش افروختند، درب خانه را سوزاندند .... سیاهی با لگد به درب می کوبد... واحسرتا! خانه نور برای تنور قدرت آتش گرفت.»
ماه را به چه قیمت فروختند؟
غاصبانه وارد خانه شدند تا برای پایه های حکومت نامشروع خود، دستاویز محکم بسازند، امارت و ریاست چشمانشان را کور و قلب سیاه شان را میرانده است، با لگد به درب می کوبند......».
آری، به فرمایشات و تذکرات عظمای حوزه و دولت خدمتگذار امثال آیت الله امینی امام جمعه موقت قم و آیت الله ناصر مکارم شیرازی وقعی نداده که همیشه تذکر می دهند «که مداحان در مداحی خود کاری نکنند که سبب فرقت و اختلاف و وحدت شکنی بشود»بنابراین پرخاشگری و افترا زیبنده ی احدی نیست بلکه به تحقیق علمی پرداختن
جای بسی شگفتی است که واقعهای به این بزرگی که ما معتقدیم عرش خداوند را نیز به لرزه در خواهد آورد باگذشت بیش از چهارده قرن همچنان مسکوت مانده، در حالی که شهادت حضرت حسین(رضی الله عنه)که فرزند حضرت علی و حضرتفاطمه (رضی الله عنهما)است چنان بازتاب گستردهای داشته که با شنیدن نام روز عاشورا هر مسلمانی از قاتلان حضرت حسین(رضی الله عنه)و یارانش اظهار تنفر مینماید و حماسه آفرینی قهرمانان کربلا را در ذهنش تداعیمیکند. اکنون ما میخواهیم با نصب پلاکاردها و نوشتن شعار بر روی در و دیوار، مسلمانان را از شهادت فاطمهی زهرا(رضی الله عنها)آگاه سازیم!
و شگفت انگیزتر آنکه با گذشت بیست سال از آغاز انقلاب اسلامی، خبری از شهادت حضرت فاطمه (رضی اللهعنها)نه در تقویم رسمی کشور و نه در کتابهای تاریخ نظام آموزشی نبود، امّا حال چه انگیزهای در کار است که چنین غوغایی به راهافتاده است!؟ باید توجه داشت که برخی این داستان را از محیط تحقیق و بررسی علمی خارج کرده و از آن یک «سوژه» برای «تبلیغ» ساختهاند و قطعاً گروههایی که به نوعی خود را در تبلیغ این قصّه ذینفع میدانند دست بردار نیستند و کوشش دارند تا از راههایی این داستان را وسیلهی تفرقه اندازی قرار دهند که ما واقعاً از این روند متأسفیم. «فالی الله المشتکی و هو المستعان و علیه التکلان»زمانیکه در جامعهی عرب نسبت به یک زن مسلمان عادی و آن هم به خاطر مسألهای نسبتاً جزئی چنین واکنشی انجام بگیرد کدامعقل میپذیرد که حضرت فاطمه زهرا(رضی الله عنها)که جگر گوشهی پیامبر خداست، مورد تعرض و بی حرمتی قرار گیرد تا آنجاکه پهلوی مبارکش بشکند و فرزندش سقط شود و حضرت علی مرتضی(رضی الله عنه)ـ فاتح خیبر و قاتل عمرو بن عبد ودّ، پهلوان عرب ـ وسایر صحابه اعم از مهاجرین و انصار هیچگونه واکنشی از خود نشان ندهند؛ بدون شک یک مسلمان عادی پیدا میشد که انتقام دختگرامی رسول اکرم (صلی الله علیه وسلم) را بگیرد. تاریخ این مسأله را به اثبات رسانده است زمانی که حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه)بر مسند خلافتنشست در میان مهاجرین و انصار خطابهای ایراد کرد و فرمود: اگر من در انجام برخی امور سهل انگاری نمایم شما چه واکنشی ازخود نشان میدهید؟ کسی پاسخ نداد، حضرت عمر(رضی الله عنه) باری دیگر از آنان پرسید در این هنگام حضرت بشر بن سعد بلند شد وگفت: اگر تو چنین کنی ما تو را مانند تیر راست خواهیم کرد.آنگاه حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه) فرمود: اگر چنین باشید شما گمراه نخواهید شد. (علاء الدین، علی متقی، کنزل العمان، ج5 ص: 687، شماره روایت:14196، مؤسسة الرسالة 1405 هـ) باز داستان ازدواج حضرت عمر فاروق(رضی الله عنه) با ام کلثوم دختر گرامی حضرت علی مرتضی(رضی الله عنه و حضرت فاطمه زهرا (رضیالله عنها) که در کتب فقهی و تاریخی شیعه به آن تصریح شده است (ر.ک به مجله ندای اسلام، سال اول، شماره سوم، مقاله حضرت فاطمه زهرا از ولادت تا افسانه شهادت)نیز بیانگر مودّت میان آن بزرگواران است و آیا ممکن است کهحضرت علی(رضی الله عنه) شهادت حضرت فاطمه زهرا (رضی الله عنها) را به همین زودی فراموش کند و یا به خاطر ترس و بیم از حضرتعمر فاروق(رضی الله عنه) مجبور شود تا دخترش را به ازدواج قاتل همسر گرامیش در آورد!!؟
علاوه براین مشورتهای مهم حضرت عمر(رضی الله عنه) با حضرت علی(رضی الله عنه) در امور خلافت، قضاوتها، احکام و... نشانهی همکاریصمیمانه و ارتباط دوستانه میان آن بزرگواران است چنانکه در سخنان حضرت علی(رضی الله عنه) در «نهج البلاغه» آمده است:«(134) و من کلامه له علیه السلام: و قد شاوره عمر بن الخطاب فی الخروج الی غزو الروم بنفسه..، انک متی تسیر الی هذا العدوّ بنفسک فتلقهم فتنکب لا تکن للمسلمین کانفة دون اقصی بلادهم، لیس بعدک مرجع یرجعون الیه، فابعث الیهم رجلاً محرباً،واحضر معه اهل البلاد و النصیحة، فان أظهر الله فذاک ما تحبّ، و ان تکن الاُخری کنت ردءاً للناس و مثابة للمسلمین»(فیض الاسلام، شرح نهج البلاغ، ج2، ص: 415، چاپ تهران و همچنین مراجعه شود به شرح نهج البلاغه، ج3، ص: 442)«تو خود اگر به سوی این دشمن (قیصر روم و لشکریانش) روانه شوی و در ملاقات با ایشان مغلوب گردی برای مسلمانان شهرهایدور دست و سرحدها پناهی نمیماند، بعد از تو مرجعی نیست که به آنجا مراجعه نمایند پس (مصلحت در این است که تو در اینجا بمانی و به جای خود) مرد جنگ دیده و دلیری به سوی ایشان بفرست، و به همراهی او روانه کن کسانی را که طاقت بلا و سختی جنگداشته و پند و اندرز را بپذیرند، پس اگر خداوند (او را) غالب گردانید همان است که میل داری و اگر واقعهی دیگری پیش آید تو یار و پناه مسلمانان خواهید بود».و نکتهی مهم دیگر آنکه حضرت فاطمه(رضی الله عنها) در مورد فدک تا چندین روز با حضرت ابوبکر(رضی الله عنه به بحث و گفتگوپرداخته و طبق ادعای برادران تشیع به مسجد نبوی تشریف برده و خطابهای مفصل ایراد نمود و خواستار استرداد فدک شد (ر.ک، علم الهدا، سید احمد، زهرا مولود وحی، ص: 236، مؤسسه انتشارات امیر کبیر تهران، چاپ پنجم، 1375 هـ ش)، حالاین سؤال مطرح میشود که چگونه ممکن است که حضرت فاطمه(رضی الله عنها) با پهلوی شکسته و آن هم زمانی که سقط جنینکرده و در حالیکه از دخول مسجد شرعاً معذور میباشد در مسجد حضور یابد و با ایراد خطبهای آتشین حضرت ابوبکر(رضی الله عنه) رامحکوم نماید؟! که این مطلب دلالت بر بی اساس بودن داستان شهادت حضرت فاطمهی زهراست.
و ادامه مطلب...
...جالب است بدانید که بنابر آزمایشات متعددی که توسط دانشمندان انجام شده موش ها از اتاقی که در آن تلوزیون وجود دارد فراری هستند! این موضوع به خاطر صدای یکنواخت ترانسفورماتورهای تلوزیون و تصاویرو... نیست بلکه دلیل اصلی فرار موش ها این است که آنها حساسیت زیادی نسبت به اشعه ی ایکس دارند این اشعه به صورت خفیف در اثر برخورد الکترونها بر صفحه ی فلورسان تلوزیون به وجود می آید.
بسیاری از دانشمندان پرنده شناس عقیده دارند اگر گنجشک چند ساعت متوالی در حال پرواز باشد و نتواند بنشیند و استراحت کند از شدت خستگی می میرد.
بنابر محاسبه ی دانشمندان مجموع نمک در اقیانوس ها و دریا ها انقدر زیاد است که می تواند سرار خشکی های کره ی زمین را قشری به ضخامت سیصد متر بپوشاند.
در استرالیا نوعی مار زندگی می کند که از خطرناکترین مارهای جهان است . اگر نوع درشت این مار در حالت خشم یک گزش انجام دهد سم ترشح شده و برای کشتن 120 گوسفند و همین تعداد انسان با وزن متوسط کافی است.
جالب است این نکته را درباره ی زنبور بدانید که : اگر زنبور کسی را نیش بزند خودش حتماُ خواهد مرد چون وقتی که نیش خاردار زنبور در بدن شخصی فرو رود در گوشت گیر می کند و حشره نمیتواند آن را بیرون بکشد . به این ترتیب نیش با مقداری از پوست شکم او (که نیش به انتهای آن وصل است) از بدنش کنده شده و زخم عمیقی درمحل شکم ایجاد می شود که بعد از مدت کوتاهی باعث مرگش می شود .
لاپشت ها دندان ندارند.در عوض کناره فک آنها از پوششی محکم وکلفت تشکیل شده توسط آنها میتوا نند غذای خودشان را بجوند.
جیر جیرک ها گوش شنوایی ندارند ولی بر روی زانوی آنها اندام کوچکی وجود دارد که حشره وسیله ی آن صدا ها را می شنود.
طبق قول راجح، امام بخاری(رح) در 13 شوال سال 194 هـ.ق بعد از نماز جمعه، متولد شد. امام (رح) هنوز کودک بود که پدرش را از دست داد و مادرش پرورش او را به عهده گرفت. مادرش زنی بسیار عبادت گذار بود. امام بخاری در کودکی، بینایی اش را از دست داد که این امر سبب ناراحتی شدید مادرش شد. او در عالم غم واندوه به پیش گاه خداوند متعال با گریه و زاری، به دعا و نیایش پرداخت تا اینکه یک شب حضرت ابراهیم علیه السلام را به خواب دید. آن حضرت علیه السلام به او گفت:« دعایت قبول شد و بینایی جگر گوشهات مجدداً به او برگردانیده شد». صبح که بیدار شد دید چشمان فرزندش بینا شده است. مادر بزرگوار امام بخاری از آغاز کودکی او را به مکتب قرآن کریم جهت حفظ کلام الله مجید، فرستاد. او خود میفرماید:« زمانی که در مکتب مشغول تعلم و حفظ قرآن مجید بودم، خداوند متعال در قلب من القا فرمود که احادیث را نیز حفظ نمایم.» ذکاوت و حافظه امام بخاری رحمه الله امام بخاری رحمه الله پس از این که از درس مکتب فارغ شد، در سن ده- یازده سالگی در مجلس درس محدث مشهور بخارا، علامه "داخلی" رحمه الله و محدثان دیگر حضور پیدا کرد و دیری نپایید که در احادیث و اسانید آن، مهارت حاصل کرد. حاشدبناسماعیل یکی از معاصران امام بخاری میفرماید: به همراه امام بخاری در محضر علما و مشایخ بصره رفته بودیم. ما شاگردان، احادیث و درسهایی که اساتید به ما املا میکردند مینوشتیم اما امام بخاری رحمه الله نمینوشت و فقط سماع میکرد. شاگردان به صورت طعنه و مسخره به ایشان گفتند: تو در هر صورت وقت خود را ضایع میکنی، چرا احادیث را نمینویسی؟ امام رحمه الله خطاب به آنان گفت: نوشتههایتان را پیش خود نگه دارید و گوش کنید تا من همه احادیث را برایتان بخوانم. او همه احادیثی را که آنان نوشته بودند که مجموعه آنها پانزده هزار حدیث بود، عینا به همان ترتیبی که استاد بیان کرده بود، از حفظ خواند. شاگردان همه متحیر شدند و حتی در بعضی موارد دفترهای خودشان را طبق حفظ امام تصحیح کردند.{ تاریخ بغداد2\14-15} سفرهای امام بخاری برای فراگیری حدیث از حضرت ابراهیم بن ادهم منقول است که فرمودند:« به برکت سفرهای اصحاب حدیث، خداوند متعال بلاها را از این امت دور میگرداند». امام بخاری رحمه الله نیز برای فراگیری علم حدیث، سفرهای متعددی انجام داد. نخستین سفر علمی ایشان زمانی بود که مادر محترمه و برادر بزرگش در سال 210 هـ عازم سفر حج شدند و امام بخاری را که کوچک بود نیز با خود بردند. پس از فارغ شدن از حج، مادر و برادرش به بخارا برگشتند و امام به قصد تحصیل علم در مکه مکرمه ماند. حجاز مقدس در آن زمان مرکز علم حدیث بود و علما و مشایخ بزرگی در آن وجود داشتند. امام رحمه الله از اساتید و محدثان بزرگی همچون ابوالولید احمد بن محمد ازرقی، امام حُمیدی، حسان بن حسان بصری، خلادبن یحیی و ابوعبدالرحمن مُقری، علم حدیث کسب نمود. امام رحمه الله در سن هجده سالگی در سال 212هـ. ق. به مدینه منوره سفر کرد و در آنجا نیز از محضر محدثان مشهور، کسب فیض نمود. در همین سال بود که کتاب" قضایا الصحابة والتابعین" را به رشته تحریر درآورد و کتاب" التاریخ الکبیر" را در زیر نور ماه تالیف کرد. ایشان علاوه بر استفاده از علما و محدثان بزرگ حجاز مقدس، به دیگر مراکز علمی بزرگ آن روزگار مانند: شام، مصر، الجزیره، کوفه، بغداد و.... نیز مسافرت نمود. اساتید امام بخاری رحمه الله امام بخاری رحمه الله از محضر بیش از هزار نفر از علما و محدثان، کسب فیض کرده و علم حدیث را حاصل نمودند که در اینجا مجال ذکر همه آنها نیست. امام بخاری رحمه الله فقط در حرمین شریفین، از محدثانی همچون ابوعبدالله بن زبیر، عبدالله بن یزید، ابوالولید احمدبن محمد ازرقی، اسماعیل بن سالم صائغ،عبدالعزیز بن عبدالله اویسی، ابراهیم بن منذر، مطرف بن عبدالله، ابوثابت محمد بن عبیدالله، و ابراهیم بن همزه رحمهم الله و جمع کثیری دیگر از علما و محدثان دیگر بلاد اسلامی اخذ حدیث نموده است. نکته دیگری که در این مورد قابل ذکر است این است که در لیست اساتیدامام بخاری شخصیتهای بزرگی به چشم میخورد که آنها از شاگردان و پیروان مذهب امام ابوحنیفه رحمه الله بوده اند، که این خود دلالت بر جایگاه امام ابوحنیفه در علم حدیث نیز میکند. مشهورترین آنها عبارتند از:1- امام احمد ابوحفص کبیر2- امام عبدالله بن مبارک3- یحیی قطان4- معلی بن منصور5- ابوعاصم نبیل6- محمد بن عبدالله بن مثنی انصاری6- مکی بن ابراهیم7- اسحاق بن راهویه 8- نعیم بن حماد 9- حسین بن ابراهیم اشکاب10- فضیل بن عیاض 11- یحیی بن معین 13- وکیع بن جراح 14- حفص بن غیاث 15- ابوبکربن عیاش 16- خالدبن سلیمان انصاری.[ برای تفصیل بیشتر به کتاب" لامع الدراری ج1 و "انوارالباری" ج1 مراجعه شود]0 شاگردان امام بخاری رحمه الله هنگامیکه امام رحمه الله تدریس حدیث را آغاز کرد پروانگان علم ودانش از هر طرف برای فراگیری و استماع احادیث نبوی اطراف ایشان را احاطه نمودند. تعداد دقیق کسانی که در مجلس امام بخاری کسب فیض نمودند مشخص نیست، ام امام فربری میفرماید: بیش از نودهزار نفر سماع حدیث را از امام بخاری رحمه لله نقل کردهاند. ابتلا و آزمایشات امام بخاری و وفات ایشان معمولا هنگامی که یک شخص در علم وکمال به مرتبه بالایی میرسد، همان طور که هواداران واستفاده کنندگان از او زیاد میشوند، بدخواهان و حاسدان نیز زیاد میشوند. امام بخاری رحمه الله نیز از این قانون مستثنی نبود. برای ایشان هم واقعات تلخ و مشکلات و رنجهای بسیاری پیش آمد که در مواردی باعث تبعید و جلاوطنی ایشان گردید. نویسنگان، این واقعات را به تفصیل نوشتهاند که البته ما فقط به بیان یک واقعه که متعلق به اواخر عمر مبارک امام بخاری رحمهالله میباشد، بسنده میکنیم. زمانی که امام بخاری رحمهالله وارد وطن خود- بخارا- شد، تدریس حدیث را آغاز نمود. پس از مدتی حاکم بخارا( خالد بن احمد ذهلی) از امام درخواست کرد که در کاخ شاهی بیاید و فرزندش را درس بدهد. امام بخاری امتناع ورزید و این را نوعی تحقیر و تذلیل علم دانست. که این امر و همچنین نسبت دادن موارد کذب از جانب حاسدان، باعث شد تا حاکم بخارا، حکم تبعید امام را صادر نماید. هنگامیکه امام از بخارا خارج شد مردم سمرقند از ایشان خواستند که به شهر آنان بیاید. ایشان به دعوت مردم سمرقند عازم آن شهر شد. در بین راه در روستای"خرتنگ" جهت استراحت مدتی را اقامت کرد. در همین ایام خبر رسید که مردم روستای خرتنگ نیز در مورد آمدن امام با یکدیگر اختلاف کردهاند. شنیدن این خبر امام را بسیار ناراحت کرد. " غالب" میزبان امام در روستای خرتنگ میگوید: در هنگام تهجد از امام رحمهالله شنیدم که چنین دعا میکرد:« اللهم إنه قد ضاقت علی الأرض بما رحبت فاقبضنی إلیک»( خداوندا! زمین با وجود وسعت خود بر من تنگ آمده، پس مرا پیش خود بخوان). یک ماه از این دعا نگذشته بود که امام در روز شنبه در سال 256هـ.ق. در شب عیذ فطر بعد از عمری خدمت به اسلام و جمعآوری احادیث نبوی جان به جانآفرین تسلیم کرد و در همان روستای خرتنگ دفن گردید. گفته شده تا چندین مدت از قبر ایشان بوی خوش به مشام میرسید و افراد زیادی از دیدن آن تائب میشدند. این بوی خوش، در واقع بوی اتباع شریعت و احیای سنت بودهاست. سعدیا مرد نکو نام نمیرد هرگز مرده آنست که نامش به نکویی نبرند نام صحیح بخاری و توضیح آن اسم آن «الجامع المسند الصحیح المختصر من أمور رسول الله صلیاللهعلیهوسلم و سننه و أیامه» است. "جامع" در اصطلاح محدثان، به کتابی میگویند که درآن حد اقل هشت مورد و ابواب، احادیث تخریج و جمع آوری شود. و آن هشت ابواب عبارتند از: 1- سیر (ومغاری)،2- آداب، 3- تفسیر، 4- عقاید، 5- فتن، 6- اشراط (علامات قیامت)، 7- احکام، 8- مناقب. و آن را "مسند" به این سبب گویند که به همراه سند متصل، روایات مرفوع، نقل شدهاست و آثار و غیره ضمناً و تبعاً آورده شده اند. "صحیح" یعنی صحت در آن التزام شده است. و منظور از "مختصر" این که تمام احادیث صحیح، درآن جمع آوری نشده اند. "سنن" هم اشاره به افعال و تقریرات آن حضرت و "ایام" اشاره به غزوات و واقعاتی که در عصر مبارک پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به وقوع پیوسته اند، دارد. سبب تألیف در مورد سبب تألیف دونظریه وجود دارد: یکی آن است که امام رحمه الله فرموده است: در مجلس درس استادمان «اسحاق بن راهویه» رحمه الله حضور داشتیم که ایشان به طور عموم خطاب فرمودند: «لو جمعتم مختصراً یصحح سنة رسول الله صلیاللهعلیهوسلم » (اگر در مورد سنت و احادیث رسول الله کتابی مختصر گرد آوری می کردید، خوب بود) به همین سبب، داعیه و انگیزه تألیف این کتاب در قلب من به وجود آمد. سخن دیگری نیز از خودش مروی است. می فرماید: یک مرتبه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم را به خواب دیدم که کنارایشان نشسته ام و با بادبزنی مگس ها را از روی مبارک ایشان دور می کردم. معبران خواب، تعبیر کردند که «أنت تذب عنه الکذب» یعنی تو احادیث کذب و دروغینی که به آنحضرت نسبت داده میشوند را دفع می کنی. همین خواب، باعث و مشوق من درتالیف این کتاب گردید. البته میان این دو سبب، منافات وجود دارد؛ چون ممکن است هر دو موضوع، سبب این امرشده باشد. اطلاق اصح الکتب بعد کتاب الله نزد علمای متأخرین صحیحترین کتاب بعد از کتاب الله، صحیح بخاری است. قبل از به وجود آمدن صحیح بخاری، وصف "اصح الکتب" را بر مؤطای امام مالک اطلاق میکردند و بعد از آن صحیح بخاری این مقبولیت را به خود اختصاص داد. مؤطای امام مالک و صحیح مسلم نیز به اعتبار صحت، از جایگاه بالایی برخوردار هستند، اما نزد جمهور علما، صحیح بخاری برصحیح مسلم به چندین وجه، فوقیت و برتری دارد؛ همچنان که حافظ ابن حجر رحمه الله با تفصیل آن را به اثبات رسانده است. برتری صحیح بخاری را بر مؤطای امام مالک به این وجوه و اسباب بیان کرده اند: - تعداد روایات مرفوعه، در صحیح بخاری خیلی بسیار و روایات مرفوعه ی مؤطا، نسبت به صحیح بخاری بسیار اندک هستند. - در مؤطا، احادیث مرفوع و موقوف هر دو، وجود دارد ولی در اصل کتاب صحیح بخاری احادیث مرفوع بیان میشوند و احادیث موقوف بسیار اندک هستند و تعلیقات و غیره را فقط به طور استشهاد میآورد. - نزد امام مالک، مراسیل و منقطعات حجت هستند و انقطاع سند نزد او ایرادی ندارد اما نزد امام بخاری، مراسیل حجت نیستند و انقطاع سند، صحت روایت را از بین میبرد. بعضی از علمای غرب (اندلس، مراکش و ...) گفته اند: صحیح مسلم از صحیح بخاری برتری دارد. اما نه به این معنی که به اعتبار صحت افضل است، بلکه به این علت که امام مسلم رحمه الله بعد از مقدمه ی کتاب، فقط احادیث مرفوع آورده است و احادیث موقوف نیاورده است، ولی امام بخاری رحمه الله گرچه در داخل کتاب، احادیث مرفوع آورده است، اما در ترجمة الباب، تعلیقات و احادیث موقوف بسیار نقل کرده است. همچنین به این دلیل که ترتیب صحیح مسلم، بسیار سهل و مطلوب است که در یک باب همه احادیثی را که متعلق به آن باباند، میآورد اما امام بخاری این چیز را ملاحظه نکرده، بلکه مثلا یک حدیث را که طرق مختلف دارد، در جاهای متعددی از کتاب خود میآورد. البته این مطلب باید گفته شود که این رویه از دقت نظر امام بخاری میباشد که در فهم هر کس نمیآید. رفع یک اشتباه و غلط فهمی از مطالب فوق، این برداشت صحیح و درست نیست که همه ی احادیث صحیح بخاری بر صحیح مسلم یا دیگر کتب حدیث، تفوق و برتری دارند. بلکه صحت و افضلیتی که صحیح بخاری برخوردار است، به اعبتار کلی و مجموعی است. بسیاری از احادیث و اسناد غیر صحیح بخاری، از احادیث و اسناد صحیح بخاری قویتر هستند. مدار صحت احادیث بر این امرنیست که در صحیح بخاری یا مسلم و ... و ... روایت شده باشد، بلکه معیار صحت هر حدیث، موجود بودن و یافت شدن شروط حدیث در آن است. علامه ی محقق قاسم بن قطلوبغا رحمه الله می فرماید: «قوة الحدیث انما هی بالنظر الی رجاله لا بالنظر الی کونه فی کتابی کذا» (قوت و صحت حدیث به اعتبار اجال آن است نه به اعتبار این که در فلان کتاب وجود داشته باشد). کشف الباری: 1/192-185و انعام الباریث: 1/99و 103و 106و113
...عَنْ أَوْسِ بْنِ أَوْسٍ الثَّقَفِیُّ رضی الله عنه سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم یَقُولُ: «مَنْ غَسَّلَ یَوْمَ الْجُمُعَةِ وَاغْتَسَلَ، ثُمَّ بَکَّرَ وَابْتَکَرَ، وَ مَشَى وَلَمْ یَرْکَبْ، وَدَنَا مِنْ الْإِمَامِ، فَاسْتَمَعَ وَلَمْ یَلْغُ، کَانَ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ عَمَلُ سَنَةٍ أَجْرُ صِیَامِهَا وَقِیَامِهَا».
از اوس بن اوس ثقفی رضی الله عنه روایت است از رسول الله صلی الله علیه وسلم شنیدم که میفرمود: کسی که روز جمعه سرش را شسته و غسل بزند سپس زود به مسجد آمده و به اول خطبه برسد و پیاده رفته و از وسایل نقلیه استفاده نکند و به امام نزدیک شده و به خطبه گوش داده و کارهای بیهوده انجام ندهد. برای هر قدمی که برمیدارد ثواب یک سال روزه و نماز به او داده میشود.أبو داود فی السنن رقم ۳۴۵ قال النووی فی المجموع هذا الحدیث حسن و قال الهیثمی فی مجمع الزوائد رجاله رجال الصحیح، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۶۹۰
( یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا إِذَا نُودِیَ لِلصَّلَاةِ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ) [ الجمعة - الأیة: ۹]
ای کسانی که ایمان آورده اید، هنگامی که برای نماز جماعت در روز جمعه ندا زده میشود، بسوی ذکر خدا بشتابید و هرگونه خرید و فروش را رها سازید. این برای شما بهتر است، اگر بدانید.
فضل روز جمعه:
عَنْ أَبِی مَالِکٍ الْأَشْعَرِیِّ رضی الله عنه قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم : «الْجُمُعَةُ کَفَّارَةٌ لمِا بَیْنَهَا وبَیْنَ الْجُمُعَةِ الَّتِی تَلِیهَا وَزِیَادَةِ ثَلَاثَةِ أَیَّامٍ وَذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ یَقُولُ مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا». (طبرانی فی الکبیر، صحیح الترغیب و الترهیب رقم ۶۸۵)
از ابو مالک اشعری رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: جمعه، کفاره گناهان همان جمعه تا جمعه بعدی به همراه سه روز دیگر است. زیرا خداوند متعال میفرماید: کسی که یک نیکی انجام دهد ده برابر آن برای او به حساب میآورد.
ارزش نماز صبح روز جمعه
عن ابن عمر رضی الله عنه قال : قال رسول الله صلی الله علیه وسلم : «أفضل الصلوات عند الله صلاة الصبح یوم الجمعة فی جماعة». (شعب الایمان رقم ۲۷۸۳ تحقیق مختار احمد الندوی ، السلسلة الصحیحة رقم ۱۵۶۶)
از ابن عمر رضی الله عنه روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمودند: برترین نمازها نزد خداوند، نماز جماعت صبح روز جمعه است.
الف) متاسفانه بسیاری از مردم به بهانهی اینکه جمعه تعطیل است تا دیر وقت بیدار میمانند و نماز صبح خوابشان میبرد.
ب) شایسته داماد نیست که در اولین روز زندگی مشترک نماز صبح را ترک نماید و یا در نمازهای پنج وقت حاضر نشود.
و ادامه مطلب